دنباله آتلیه
سلام مامانی خوشگلم چند روز بود که وقت نمیکردیم بریم آتلیه تا بقیه
عکسات و بندازیم ولی امروز بالاخره تونستیم بریم 
ولی تا اینکه شروع کردیم اولین عکستو بندازیم شروع به گریه و جیغ و ...
کردی
خیلی گریه میکردی نمیذاشتی ازت عکس بگیرن ما هم دیگه ناامید شده
بودیم
فکر میکردم که چطوری میتونیم ازت عکس بگیریم 

تا اینکه یه هو یادم افتاد که واست یه آهنگ بزارم تااینکه صداشو شنیدی
ساکت شدی و یه
کوچولو خندیدی خلاصه ماهم موفق شدیم یکی دوتا عکس ازت بندازیم
که جای بسی امید بود ولی بازم مونده که باید یه بار دیگه هم بریم
بازم ممنون مامانی که ناامیدمون نکردی خوشگلم 



مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دنباله آتلیه
